رد دعوای متقابل ایتالیا علیه آلمان از سوی دیوان بین المللی دادگستری

در تاریخ  ششم جولای ماه جاری میلادی، دیوان بین المللی دادگستری طی قراری دعوای متقابل ایتالیا را در قضیه «مصونیت های صلاحیتی دولت» (آلمان در برابر ایتالیا) رد نمود. دیوان با سیزده رأی در مقابل یک رأی «...چنین تصمیم می گیرد که دعوای متقابل ارائه شده از سوی ایتالیا...غیر قابل پذیرش بوده (inadmissible) و در رسیدگی حاضر جایی ندارد.» و به اتفاق آراء به آلمان در ارائه پاسخ و به ایتالیا در تقدیم دفاعیه طی تعیین مواعد زمانی، اجازه لازم را صادر نمود.

آلمان در زمان اقامه دعوی در تاریخ 23 دسامبر 2008 و به هنگام تقدیم لایحه خود در تاریخ 23 ژوئن 2009، ادعا نموده است که دادگاه های ایتالیا با ورود به موضوع پرداخت غرامت به افراد به دلیل نقض های حقوق بشر دوستانه در دوران حکومت رایش در آلمان (از سپتامبر 1943 تا می 1945) تعهدات بین المللی دولت ایتالیا در زمینه مصونیت قضایی دولتها را نقض کرده اند.

در تاریخ 23 دسامبر 2009 نیز ایتالیا دعوای متقابلی را علیه آلمان اقامه کرد. در دعوای متقابل ایتالیا از دیوان درخواست نمود تا ضمن رد ادعاهای مطروحه از سوی آلمان٬ اعلام نماید:

«آلمان با استنکاف از جبران خسارت مؤثر از قربانیان متأثر از جرائم جنگی و جنایت علیه بشریت ارتکاب یافته توسط رایش سوم تعهد خود را در قبال جبران خسارت قربانیان چنین جنایاتی طبق حقوق بین الملل را  نقض کرده و به دلیل همین عمل مسوول قلمداد می شود. در این خصوص نیز آلمان باید رفتار متخلفانه خود را متوقف نموده، جبران خسارت مؤثر و متناسبی را (به طرقی که خود مناسب می داند) درباره قربانیان مذکور با انعقاد موافقتنامه ای با ایتالیا ارائه نماید.»

دیوان پس از بررسی ادعای متقابل در تصمیم اخیر خود حکم به عدم قابلیت رسیدگی به این ادعای متقابل ایتالیا داده است. دیوان به عنوان مبنای نتیجه گیری خود به بند اول ماده 80 آیین دادرسی خود استناد کرده است. وفق این ماده «دیوان صرفاً زمانی می تواند دعوای متقابل را بپذیرد که در صلاحیت دیوان بوده و مستقیماً به موضوع ادعای طرف دیگر مرتبط باشد.» دیوان با پذیرش استدلال آلمان و با اشاره به فقدان صلاحیت زمانی منشأ صلاحیت دیوان (کنوانسیون اروپایی حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات)، خود را صالح به رسیدگی نمی داند. بند اول ماده 27 کنوانسیون مذکور اشاره دارد این کنوانسیون «نباید در مورد اختلافات مربوط به حقایق و وضعیت های پیش از لازم الاجرا شدن این کنوانسیون میان طرفین اختلاف اعمال گردد». کنوانسیون مزبور در 8 آوریل 1961 میان طرفین اختلاف لازم الاجرا شده و این در حالی است که حقایق و وضعیت های مورد اشاره ایتالیا پیش از این تاریخ را مد نظر قرار داده اند.

لازم به ذکر است که مطابق رویه دیوان آن دسته از حقایق و وضعیت هایی باید در دستور کار دیوان قرار بگیرند که مرتبط با منشأ اختلاف (the source of the dispute) هستند و نه منشأ حقوق مورد ادعا (the source of the claimed rights). در این قضیه، ایتالیا با توجه به وجود و قلمرو تعهد آلمان در جبران خسارت از برخی قربانیان ایتالیا در قبال نقض های شدید صورت پذیرفته از سوی آلمان نازی در خلال سال های 1943 تا 1945، از موضوع خود نقض ها به دور افتاده است. از منظر دیوان گرچه نقض های مورد اشاره منشأ حقوق مورد ادعای ایتالیا و شهروندان آن هستند٬ اما منشأ یا دلیل واقعی اختلاف به شمار نمی آیند. در نتیجه از دیدگاه دیوان این نقض ها، حقایق و وضعیت هایی نیستند که به اختلاف مطروحه مرتبط باشند.

ضمن این که در تاریخ 2 ژوئن 1961 ( در اجرای معاهده صلح دول متفق منقعده در 10 فوریه 1947) طرفین اختلاف موافقتنامه ای به امضا رساندند که طی آن دولت آلمان غراماتی را به دولت ایتالیا پرداخت نمود. به عقیده دیوان موافقتنامه 2 ژوئن 1961 در قالب معاهده صلح10 فوریه 1947بود و معاهده اخیر رژِیم حقوقی را بنیان می نهد (بند 4 ماده 77) که بر اساس آن دعوای مربوط به اموال و سایر موارد ناشی از وقایع جنگ جهانی دوم (که دولت ایتالیا نیز با آن موافقت کرده بود) با لحاظ برخی استثنائات، حق اقامه دعوا از طرف دولت ایتالیا و شهروندان این کشور در خصوص تمام دعاوی که بعد از تاریخ 8 می 1948 علیه دولت آلمان و شهروندان آلمانی اقامه می شود، اسقاط شود.

به علاوه از 1953 تا 2000 قانونگذار آلمانی مقرراتی را به تصویب رساند که بر اساس آن دسته خاصی از قربانیان نقض های فاحش حقوق بشر دوستانه در زمان رایش سوم که به غرامتی دست پیدا نمی کنند، دعوای خود را علیه دولت آلمان در خصوص هر گونه تعهد بین المللی این دولت جهت جبران خسارت به ثبت رسانند٬ اما از اتباع ایتالیایی مورد نظر در قضیه حاضر هیچ کدام دعوایی را اقامه نکرده و بنابراین هیچ اختلاف جدیدی مطرح نشده است.

بدین ترتیب، دیوان با اعلام عدم صلاحیت خود نسبت به دعوای متقابل وارد بحث ارتباط مستقیم با دعوای طرف دیگر نمی شود.

در این قرار، قضات «کیث» و «گرین وود» به طور مشترک و قاضی «ترینداد» (بسیار خواندنی است) و قاضی «گایا» (قاضی ویژه) نظرات جداگانه ای را ابراز کرده اند.

گزارش قرار صادره از سوی دیوان بین المللی دادگستری از زبان وبلاگ اطلاعات حقوق بین الملل

ملاحظات کتبی ایران در مورد پیش نویس مواد آثار درگیری های مسلحانه بر معاهدات

موضوع «آثار درگيري هاي مسلحانه بر معاهدات» در سال 2004 به عنوان يكي از موضوعات مناسب جهت تدوين و توسعه تدريجي حقوق بين الملل توسط كميسيون حقوق بين الملل به عنوان ركن فرعي مجمع عمومي انتخاب گرديد. كميسيون پس از دريافت گزارش هايي از سوي مخبرويژه (مرحوم آقاي براونلي از انگليس) نهايتا در سال 2008 پيش نويس 18 ماده و يك ضميمه در خصوص اين موضوع را در قرائت اول به پايان رساند. 

با عنايت به اينكه مجمع عمومي طي قطعنامه 123 مورخ 15 ژانويه 2009 از كليه دولتها دعوت كرده بود که ملاحظات و نظرات خود راجع به پيش نويس مواد تنظيم شده توسط كميسيون حقوق بين الملل راجع به آثار درگیری های مسلحانه بر معاهدات در قرائت اول را تقديم دبيركل نمايند، جمهوري اسلامي ایران اوایل امسال ملاحظات خود راجع به این موضوع را به ثبت رسانید. این برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی است که کشورمان کتبا ملاحظات خود را راجع به یک موضوع در دستورکار کمیسیون حقوق بین المل به ثبت می رساند و تا پیش از این ملاحظات و دیدگاه های حقوقی صرفا شفاها در قالب کمیته ششم مجمع عمومی (کمیته حقوقی) ابراز می گردید. اهم مطالب مندرج در ملاحظات کشورمان به قرار زير مي باشد:

 الف- حفظ ثبات، تماميت و تداوم معاهدات يكي از اصول حقوق بين الملل به شمار مي رود كه مي بايست رعايت شود. از ديدگاه جمهوري اسلامي ايران كميسيون حقوق بين الملل در انجام وظيفه خويش مي بايست درصدد تكميل (و نه تغيير) كنوانسيون 1969 حقوق معاهدات باشد.

ب- جمهوري اسلامي ايران مراتب نگراني خود را اعلام مي دارد كه رهيافت محتاطانه متخذه در روندهاي قانونگذاري بين المللي و رويه قضايي بين المللي دقيقا در پيش نويس مواد تهيه شده توسط كميسيون حقوق بين الملل راجع به آثار درگيري مسلحانه بر معاهدات موجد يك مرز و يا رژيم سرزميني مورد توجه قرار نگرفته است.

ج- هيچ دولتي نمي تواند از عمل غيرقانوني خويش (تجاوز) منتفع گردد.

د- اگرچه شوراي امنيت ملل متحد طبق منشور وظيفه حفظ صلح و امنيت بين المللي را داراست، لكن شورا قادر نيست كه با اقدامات خود مقررات معاهداتي را ناديده گيرد كه موجد مرز و يا يك نظام سرزميني مي باشند.

متن ملاحظات و دیدگاه دولتها از جمله کشورمان را در مجموعه اسناد شصت و دومین نشست کمیسیون حقوق بین الملل دریافت نمائید.

A/CN.4/622 Effects of armed conflicts on treaties: Comments and information received from Governments
A/CN.4/622/Add.1 Addendum

تاریخ اعلام نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری در پرونده کوزوو

دیوان بین المللی دادگستری اعلام کرد که نظریه مشورتی خود را پیرامون «همخوانی اعلامیه یکجانبه استقلال نهادهای موقت خود مختار کوزوو با حقوق بین الملل» در تاریخ پنج شنبه 22 جولای 2010 (۳۱ تیرماه ۱۳۸۹) صادر خواهد نمود که نظریه مشورتی مزبور طی یک نشست علنی در ساعت 3 بعد از ظهر به وقت محلی (۱۷:۳۰ به وقت تهران) توسط رئیس دیوان، «هیساشی اوادا»، قرائت خواهد شد.

نکته جالب توجه این که دیوان این امکان را فراهم کرده تا جلسه علنی قرائت نظریه مشورتی به طور زنده و به دو زبان فرانسه و انگلیسی از طریق تارنمای دیوان رأس ساعت مذکور قابل مشاهده باشد. این اقدام پیش از این در پرونده مشروعیت ساخت دیوار حائل نیز صورت پذیرفته بود.

جهت اطلاع بیشتر از سوابق موضوع و موضع گیری دولتها می توانید متن گزارش مؤسسه حقوق بین الملل پارس نیز درباره استدلالات موافقان و مخالفان جدایی کوزوو را در این آدرس ببینید.

برخی از نویسندگان در مقالاتی پیش بینی هایی را از نظریه مشورتی دیوان ارائه کرده اند. به طور مثال مقاله ای به قلم مارکو میلانوویچ نگاشته شده است که در انتهای مقاله مزبور، گزینه های پیش روی دیوان مد نظر قرار گرفته است از جمله؛ عدم رسیدگی بر اساس زمینه های متنوع ناشی از اصل صحت عمل قضایی،(judicial propriety) قرائت مضیق دیوان که بر اساس آن اعلامیه استقلال صرفاً اقدامی کلامی است که از سوی یک موجودیت غیر دولتی صورت گرفته است، قرائت بینابین که صربستان از آن سود می برد و همچنین قرائت بینابین دیگری که منفعت کوزوو را لحاظ می کند و در آخر قرائتی موسع که هم می تواند به سود صربستان و هم می تواند به سود کوزوو باشد.

تاریخچه رسیدگی به موضوع در پیشگاه دیوان را در اینجا ببینید.

تصمیم جدید دیوان بین المللی کیفری در پرونده عمرالبشیر

طبق خبر منتشر بر روی تارنمای مرکز مطالعات حقوق بین الملل دیوان بین­المللی کیفری، با صدور دومین قرار بازداشت عمرالبشیر اتهام ارتکاب ژنوساید را نیز به لیست موارد اتهامی وی افزود.

شعبه مقدماتی دیوان اعلام داشته، دلایل معقولی بر این اعتقاد وجود دارد که مسئولیت سه فقره مورد اتهامی ژنوساید علیه گروه­های قومی فور، ماسالیت و زاغاوا متوجه البشیر است. ژنوساید از طریق کشتن، ایراد صدمه شدید جسمانی و روحی و تحمیل عامدانه شرایط زندگی به­منظور نابودی هر یک از گروه­ها از موارد ژنوساید اتهامی عمرالبشیر است. پیشتر در تاریخ مارس سال 2009 عمرالبشیر از سوی دیوان به دو فقره جنایت جنگی و پنج فقره جنایت علیه بشریت متهم شده بود. در قرار بازداشت نخست، شعبه مقدماتی دیوان درخواست دادستان اوکامپو برای متهم کردن البشیر برای ارتکاب ژنوساید را به دلیل فقدان دلایل کافی رد نموده بود.

ماه فوریه گذشته، شعبه استیناف دیوان طی تصمیمی خواستار بررسی دوباره اضافه کردن اتهام ژنوساید شده بود. شعبه مزبور، اعلام کرده بود که "معیار اثباتی" مد نظر شعبه مقدماتی در مرحله قرار بازداشت، بسیار سختگیرانه بوده و نزدیک به "اشتباه حکمی" است. قرار بازداشت فعلی جایگزین قرار بازداشت قبلی نشده و آن را فسخ نمی­نماید. ازاینرو، قرار بازداشت نخست نیز همچنان موثر است.

تصمیم دادگاه یوگسلاوی در مورد درخواست کارادزیچ مبنی بر صدور قرار الزام علیه ایران

دادگاه بین المللی کیفری یوگسلاوی سابق در تاریخ ۹ ژوئن ۲۰۱۰ تصمیم خویش در مورد درخواست رادوان کارادزیچ مبنی بر صدور قرار الزام به ارائه اسناد و ادله در اختیار جمهوری اسلامی ایران را صادر نمود. در این تصمیم شعبه رسیدگی کننده درخواست کارادزیچ را رد کرده است.

نامبرده مدعی شده بود که اسناد مراودات دیپلماتیک بین ایران و بوسنی و هرزگوین و همچنین برخی از اطلاعات حمل و نقل دریایی و هوایی موید صادرات حجم گسترده ای از تسلیحات به منطقه بالکان بوده که در اختیار مبارزان مسلمان در درگیری های مسلحانه بوسنی و هرزگوین می باشد. کارادزیچ در دفاع از خود٬ به منظور اثبات ماهیت نظامی برخی از اهداف جنگی در جریان درگیریهای مسلحانه و نتیجتا مشروع بودن اقدامات نظامی نیروهای تحت فرماندهی خود خواهان دسترسی به این اسناد شده است.

در مقابل کشورمان ضمن رد ارتباط میان حقوق حاکم بر جنگ و حقوق حاکم در جنگ٬ استدلال نمود که این درخواست فاقد شرایط مندرج در ماده 54 مکرر از آئین دادرسی دادگاه یوگسلاوی به ویژه ضرورت معین بودن اسناد درخواستی و ضرورت اسناد برای تصمیم گیری عادلانه در پرونده می باشد.

شعبه رسیدگی کننده دادگاه یوگسلاوی پس از بررسی درخواست کارادزیچ با استناد به رویه قضایی خویش٬ استدلالات کشورمان را پذیرفته و درخواست ایشان را رد نموده است. متن کامل تصمیم دادگاه یوگسلاوی در لینک پائین این یادداشت در دسترس می باشد.

وفق ماده 54 مکرر از آئین دادرسی دادگاه یوگسلاوی صدور اینچنین قرارهایی در صورت تحقق شرایطی  امکان پذیر بوده و در صورت صدور دولتها طبق ماده 29 اساسنامه دادگاه مذکور که ضمیمه قطعنامه 827 شورای امنیت بوده است ملزم به همکاری با دادگاه می باشند.

 سوابق و اسناد پرونده کاراجیج

نتايج نهايي پذيرفته شدگان دوره دكتري حقوق بين الملل دانشگاه تهران

طبق اطلاعات منتشره بر روي تارنماي دانشگاه تهران افراد زير به عنوان پذيرفته شدگان نهايي دوره دكتري سال 1389 دانشگاه تهران اعلام شده اند:

نام و نام خانوادگي                      نام پدر

22

هاله حسينى اکبر نژاد

اکبر

23

معصومه السادات مير محمدى

سيد روح الله

//

24

امير مقامى

عليرضا

//

25

عبدالله عابدينى

اسد الله

//

26

حسين خلف رضايى

غلامرضا

//

 

موسسه حقوق بين الملل به همه اين عزيزان به ويژه همكار عزيزمان آقاي عابديني تبريك گفته و موفقيت ايشان در دوران تحصيل را آرزومند است.

میزگرد دیوان بین المللی کیفری از رم تا کامپالا

 

انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد برگزار می کند:

میزگرد دیوان بین المللی کیفری

از رم تا کامپالا

 

با حضور:

دکتر جمشید ممتاز

دکتر ابراهیم بیگ زاده

آقای مهرداد فلاحی

آقای بهرام حیدری


 

زمان:

چهارشنبه 9 تیر ماه 1389 - ساعت ۱۵:30 تا ۱۷:30

مکان:

خيابان انقلاب- خيابان 16 آذر- باشگاه دانشگاه تهران-تالار بعث