وضعیت جولیان آسانژ و چالش روابط دیپلماتیک انگلستان و اکوادور

چند روز پیش، جولیان آسانژ، مدیر تارنمای ویکی لیکس که به افشاگری اقدامات محرمانه و البته بعضاً مجرمانه برخی دولت ها در سطح جهان اقدام نموده بود، به سفارت اکوادور واقع در خاک انگلستان پناهنده شد. این واقعه پس از آن روی داد که دیوان عالی بریتانیا وی را به اتهام جرائم ادعایی اعلام شده در سوئد توسط آسانژ، برای استرداد به دولت مزبور محکوم کرد. پرسش اصلی که در این میان رخ می نماید این است که دولت انگلستان بر اساس قوانین داخلی خود و مقررات موجود بین المللی مندرج در معاهدات وین 1961 و 1963 در خصوص روابط دیپلماتیک و کنسولی چه واکنشی را می تواند در قبال اقدام سفارت اکوادور در این کشور به انجام برساند. تارنمای مجله اروپایی حقوق بین الملل طی دو تحلیل کوتاه به این موضوع پرداخته اند که آقای احسان جاوید ترجمه مطالب مزبور را برای مؤسسه ارسال کرده اند. ضمن سپاس از ایشان برای مطالعه تحلیل های مربوط به این حادثه به اینجا، اینجا و ادامه مطلب مراجعه کنید. 
ادامه نوشته

محاکمه فراملی: یادداشتی بر پرونده محاکمه کن یا مسترد بدار

محاکمه فراملی عنوان یادداشتی است که محقق ارجمند، آقای امیر مقامی در نگاهی به رأی اخیر دیوان بین المللی دادگستری در پرونده بلژیک علیه سنگال برای تارنمای مؤسسه ارسال داشته اند. ضمن سپاس از ایشان، تحلیل مزبور در ادامه قابل مشاهده است.

«چندی پیش دیوان بین المللی دادگستری در قضیه تعهد به محاکمه یا استرداد (بلژیک علیه سنگال) چنین حکم کرد که سنگال طبق کنوانسیون منع شکنجه مکلف است بدون تأخیر نسبت به محاکمه حسن هابره رئیس جمهور پیشین چاد – که در آن کشور اقامت دارد – اقدام نماید. حکم دیوان از جهات مختلف حقوقی می تواند مورد بررسی قرار گیرد که البته مهمترین وجه آن را باید در عنوان پرونده جستجو کرد: تعهد به محاکمه یا استرداد. سنگال در دفاعیات خود به تلاش های منطقه ای برای برپایی محکمه ای در این خصوص اشاره نمود و دیوان نیز در رأی خود متعرض چنین تلاشی نشد و هیئت قضات اصراری بر انجام محاکمه بصورت ملی درچهارچوبهای کلاسیک حقوق کیفری سنتی نداشتند؛ حتی گویا بلژیک هم متعرض این روش نبوده است. به عبارت دیگر، تعقیب و مجازات مرتکبان شدیدترین جرایم بین المللی غایتی را دنبال می کند که از شیوه و روش آن مهم تر است و سیره دادگاه ها و قضات کیفری بین المللی نشانگر نوعی تمایل نسبت به برتری غایت بر وسیله است؛ امری که بارها مورد انتقاد بسیاری حقوقدانان ازجمله اثبات گرایان و دولتها واقع شده است و عملاً نتایج دادگاه های کیفری بین المللی را از قلمرو رضایت دولتهای مؤسس خارج کرده است. این هدف چیزی نیست جز مقابله با بی کیفری مرتکبان چنین جرایمی. بنابراین اهمیتی ندارد که یک دولت به تنهایی تعهد خود را نسبت به محاکمه به انجام رساند یا با همکاری مجموعه ای دولتها چنین هدفی محقق شود؛ هرچند چنین مجوزی صراحتاً در معاهدات کیفری بین المللی (ازجمله کنوانسیون منع شکنجه، معاهدات ناظر بر جرایم جنگی، کنوانسیون منع نسل زدایی، کنوانسیون مبارزه با تبعیض نژادی) پیش بینی نشده است. چنانچه این روش دولت سنگال و اتحادیه اروپا مقبول باشد، بلژیک آن را ناکافی یا غیرقانونی نداند و باز پای دیوان بین المللی دادگستری به این قضیه کشیده نشود... حال می توان به یک مورد کلاسیک مشروعیت محاکم کیفری بین المللی/بین المللی شده بپردازیم. قبل از ورود به این بحث باید به این نکته اشاره کرد که تا پیش از تصویب نهایی اساسنامه دادگاه ویژه سنگال، توصیف دقیق آن میسر نخواهد بود اما اطلاعات منتشر شده نشان می دهد با گونه ای از محاکم کیفری داخلی که با همکاری نهادها و قضات بین المللی (در اینجا منطقه ای) تشکیل می شود روبرو خواهیم بود؛ یعنی نوعی دادگاه کیفری مختلط که همزمان واجد عناصری از حاکمیت سنگال و حاکمیت بین المللی (معاهدات، عرف و همکاری منطقه ای) خواهد بود. نمونه کلاسیک مورد اشاره، قضیه تادیچ در دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق است. در این قضیه تادیچ و وکلایش تلاش نمودند در همان اولین پرونده، صلاحیت و مشروعیت دادگاه و نهاد مؤسس (شورای امنیت) را با چالشهای اساسی مواجه نمایند و به نظر می رسد رأی صلاحیتی دادگاه در این پرونده، به خوبی نمایانگر غایت گرایی دادگاه و خروج از رضایت باطنی قدرتهای مؤسس است. اگر قرار باشد فقط یکی از استدلال های مطرح شده در مورد مشروعیت دادگاه را انتخاب کنم، بی گمان انتخاب من چنین استدلالی است که: هر گروهی از کشورها که طبق معاهده یا حقوق عرفی مجاز یا مکلف به اعمال صلاحیت نسبت به جرایم شدید بین المللی هستند، می توانند با توافق و همکاری بین المللی، دادگاهی برای این منظور تشکیل دهند. این استدلال از نظر تکنیک حقوقی، برای مشروعیت دادگاه می تواند کافی باشد اما یک چالش عملی – اجرایی خواهد داشت و آن این است که الزام سایر کشورها به همکاری با چنین دادگاهی فقط می تواند از توافق پیشینی یا پسینی آن ها منبعث شود. چنین توافق پیشینی را در مورد ICTY باید در صلاحیت شورای امنیت در چهارچوب منشور ملل متحد ارزیابی نمود. دادگاه در پرونده تادیچ، صلاحیت ماهوی شورای امنیت برای احراز وضعیت تجاوز یا تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی و صلاحیت شکلی شورا برای تشکیل ارگان فرعی را به عنوان مبنای چنین توافقی در منشور احراز نمود. احتمالا هابره و وکلای او نیز مانند تادیچ ابتدا موانع صلاحیتی و مشروعیت دادگاه و عطف بماسبق نشدن قوانین کیفری سنگال را پیش پای دادگاه ویژه خواهند نهاد و یقیناً تجربه پرونده تادیچ و تمسک به تعهدات فراملی اشخاص تحت رژیم حقوق بین الملل، دادگاه را در عبور از این موانع یاری خواهد رساند.»

برای مطالعه بیشتر در این باره به اینجا و اینجا مراجعه کنید.

توصیه های دبیرکل ملل متحد در خصوص وضعیت مالی

استفاده از ابزار تحریم در ارتباط با وضعیت های مختلف در جهان به رویه ای معمول تبدیل شده است که چشم انداز امیدوارکننده ای را در ارتباط با حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات و مناقشات بین المللی و داخلی نشان نمی دهد. به نقل از خبرگزاری سازمان ملل متحد از سر گیری تنش بین نیروهای دولت مالی و شورشیان این کشور در ژانویه سال جاری و به دنبال آن وقایعی که در دسامبر رخ داد باعث از بین رفتن ثبات و امنیت در این کشور و هم چنین آواره شدن تعداد کثیری از مردم این کشور و فرار آنها به کشورهای هم جوار شد. این امر باعث توجه هر چه بیشتر سازمان ملل به این موضوع شد. در این راستا دبیر کل سازمان ملل متحد با شرکت در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد این رکن را تشویق به اتخاذ اقدامات شدید تر در این خصوص کرد. از جمله این اقدامات می توان به تحریم های هوشمند در خصوص مسایل مالی و مسافرتی اشاره کرد. از طرف دیگر وی دولت مالی را تشویق به برقراری مجدد نظم و استقرار دوباره اقتدار این دولت در شمال مالی نمود. لازم به ذکر است که شورای امنیت در ماه جولای سال جاری با تصویب قطعنامه 2056 خود از وخامت اوضاع در این کشور ابراز نگرانی کرده بود. اما بان کیمون این اقدام را کافی ندانسته و خواهان اقدامات بیشتر و شدیدتر در این خصوص است. نکته قابل توجه این است که وی وضعیت کنونی کشور مالی را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی دانسته است. برای شرح خبر به اینجا مراجعه کنید.

تصمیم جدید اتحادیه اروپایی در خصوص فهرست تحریم اتحادیه ایران

بنا به اعلام روزنامه رسمی اتحادیه اروپایی شورای اروپایی این اتحادیه تصمیم به حذف نام تعداد ۵ نفر از مدیران بانکی ایران از فهرست تحریمی این اتحادیه گرفته است. همچنین در ضمیمه تصمیم جدید شورای اروپایی اتحادیه اطلاعات مربوط به برخی از افراد هدف تحریم از جمله بانک تجارت و دانشگاه شهید بهشتی تکمیل و اصلاح شده است. نهایتا در مصوبه اخیر اتحادیه سه نفر از اتباع ایرانی که اخیرا با نظر کمیته ۱۷۳۷ شورای امنیت (و نه خود شورای امنیت) وارد فهرست تحریم ملل متحد شده بودند را از فهرست تحریم های فراقطعنامه ای خود خارج نموده و وارد فهرست تحریم های قطعنامه ای خود کرده است.

شایان ذکر است که اتحادیه اروپایی با تصویب دستورالعملی در ماه مارس ۲۰۱۲ مبادرت به ایجاد یک سند واحد و یکپارچه نمود که در این آدرس قابل دسترس است.

پیش از این برخی از اتباع ایرانی با شکایت نزد دیوان دادگستری اروپایی موفق شده بودند که حکم ابطال تصمیمات اتحادیه را بدست آورند، لکن این اولین بار است که خود شورای اروپایی مبادرت به حذف افراد از فهرست تحریمی ایران بدون تصمیم قضایی می گیرد. شایان ذکر است که در نظام حقوقی اتحادیه اروپایی هیچ سازوکاری برای جبران خسارت افرادی که به طرق غیرقانونی و بدون دلیل در فهرست تحریم برای مدتی قرار گرفته اند وجود نداشته و این امر برخی از دولتهای عضو را به این سمت سوق داده که به منظور تامین اهداف سیاسی مبادرت به پیشنهاد درج نام برخی از افراد بدون ارائه ادله کافی نمایند.

به منظور اطلاع از ابعاد حقوقی از جمله قانونی بودن تحریم های اتحادیه اروپایی علیه دولت و اتباع جمهوری اسلامی ایران به مقاله ای که اخیرا به چاپ رسیده است، (دانلود متن کامل در اینجا) مراجعه کنید.

درگذشت دکتر رزا قراچورلو

بازگشت همه به سوی اوست

بانهایت اندوه ضایعه درگذشت ناگهانی استاد فرهیخته

دکتر رزا قراچورلو

استاد یار دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و وکیل دادگستری

رابه اطلاع کلیه دوستان و آشنایان محترم میرساند به همین مناسبت مجالس گرامیداشت آن مرحومه و در روز یک شنبه مورخه 15/05/91 از ساعت 15 الی 30/16 در دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز واقع در خیابان انقلاب, نرسیده به میدان فردوسی, کوچه شهید براتی برگزار می شود.

حضورکلیه عزیزان وسروران موجب شادی روح آن مرحومه وتسلی خاطر با زماندگان است.

مشروعیت تحریم های یکجانبه از نگاه دیپلمات ها

سفير ايران در ايتاليا با بيان اين كه تحلیل و بررسی وضع تحریم‌ها علیه ايران آشکارا نشان می‌دهد که قواعد و اصول حقوقی بسیاری نادیده گرفته و یا زیر پا گذاشته شده است به گونه‌ای که حاکمیت یک کشور عضو ملل متحد مخدوش و حقوق اتباع آن مورد تهدید قرار گرفته معتقد است استمرار تحریم‌های وضع شده و پافشاری برخی کشورها در استمرار و یا تشدید آن، مخاطرات جدی و جبران‌ناپذیری را برای آینده ارتباطات بین‌المللی، حقوق حاکمیت کشورها در عرصه آزادی تجارت و فعالیت‌های بانکی و مالی و نیز علیه حقوق اتباع و مفاهیم حقوق بشری در بر خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سيد محمدعلي حسيني، در مقاله تخصصی درباره تحریم‌های فرا قطعنامه‌يی علیه جمهوری اسلامی ایران با عنوان "تحریم یا تهدید؟!!، مروری بر ماهیت تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران" كه در فصلنامه «امور خارجه» AFFARI ESTERI وابسته به انجمن ایتالیایی برای مطالعات امور خارجه منتشر شده است، نوشت: «اگر یک تقسیم‌بندی کلی در مورد اقدامات محدود کننده (Restrictive Measures) و یا تحریم‌های اقتصادی (Economic sanctions ) را از نظر تعداد کشورهای تحریم کننده به تحریم‌های یک جانبه، چند جانبه و یا تحریم‌های در چارجوب قطعنامه‌های شورای امنیت و تحریم‌های فراقطعنامه‌يی بپذیریم، بی‌تردید اقدامات محدود کننده مورخ 23 ژانویه 2012 اتحادیه اروپا، یکی از مجموعه اقدامات فرا قطعنامه‌يی و چندجانبه این اتحادیه تلقی می‌شود. چرا که هم از نظر مقام تصمیم گیرنده و مبنای حقوقی و هم از نظر گستردگی مفاد و محتوای این تحریم‌ها، فراتر از قطعنامه‌های صادره شورای امنیت علیه ایران محسوب می‌شود.

این نوشتار بدون آن که بخواهد به تحولات و حواشی و زمینه‌های پیدا و پنهان سیاسی و اقتصادی و نتایج این تحریم‌ها بپردازد (که خود مقالات مفصلی را می‌طلبد) صرفا کوشش می‌کند به مبانی و مشروعیت حقوقی (Legitimacy) این تحریم‌ها از نظر حقوق بین‌الملل بپردازد.

متن کامل مقاله در ادامه مطلب نیز در دسترس می باشد.

یادآور می شود که نظرسنجی شماره ۸ موسسه به موضوع مشابه اختصاص داشته و خوانندگان می توانند در بخش چپ در آن مشارکت نمایند.

ادامه نوشته

آزمونی دیگر برای صلاحیت تکمیلی در دیوان بین المللی کیفری

موضوع قابلیت پذیرش بودن پرونده های بین المللی در دادگاه ها و دیوان های بین المللی امری است مهم که معمولاً در ابتدای بسیاری از آرای بین المللی صادره از محاکم بین المللی بدان مهم پرداخته می شود. در این بین به نظر می رسد با توجه به کارویژه دیوان بین‌المللی کیفری و با توجه به تکمیلی بودن صلاحیت این دیوان امر قابلیت پذیرش بودن پرونده های مطرح در آن موضوعی باشد که باید قبل از ورود به ماهیت دعاوی مدنظر قرار گیرد. اخیراً نویسنده ای در مقاله ای به این مهم پرداخته ودر آن به بررسی رعایت تشریفا قانونی در داخل یک کشور و به ویژه تشریفات مرتبط با رعایت حقوق متهم در جریان رسیدگی بر قابلیت پذیرش بودن یک پرونده در دیوان پرداخته است. از طرفی همین نویسنده با پیش آمدن موضوع ارجاع وضعیت لیبی به دیوان در اینجا این موضوع را در رابطه با سیف الاسلام قضافی بررسی نموده که مشروح آن در اینجا قابل مشاهده است. برای سابقه بحث در خصوص ارجاع وضعیت لیبی به دیوان به اینجا،اینجا، اینجا و اینجا مراجعه نمایید.

پیش از این در تصمیمی دیوان بین المللی کیفری پیرامون وضعیت کنیا اظهارنظر نموده است که می توانید آن را در اینجا مطالعه کنید.

دیوان عالی فدرال اسپانیا و حقوق بین الملل کیفری

«در 27 فوریه 2012 دیوان عالی فدرال اسپانیا قاضی بالتازار گازرون را در پرونده ای راجع به تحقیق در خصوص ناپدیدسازیهای صورت گرفته در طول جنگ داخلی اسپانیا، از اتهام «خیانت» - که به اشتباه سوء استفاده آگاهانه از مقام ترجمه شده است- تبرئه کرد.[1] تبرئه گارزون از سوی بسیاری از رسانه ها به عنوان پیروزی شخصی برای قاضی و پیروزی برای حاکمیت قانون قلمداد کردند. در حقیقت، نتیجه بسیار مبهم بود. از سوی دیگر در پرونده ای جداگانه و بی ارتباط با این قضیه، قاضی گارزون به مدت 11 سال از قضاوت منفصل شد. رأی دیوان عالی فدرال اسپانیا در قضیه گارزون با گرایشهای اخیر در رویه قضایی ملی و بین المللی در خصوص عفو و جنایات بین المللی مغایرت دارد. علاوه براین، کمتر از یک ماه بعد، دیوان اروپایی حقوق بشر اتهام علیه اسپانیا به دلیل کوتاهی در تعقیب و پیگرد وضعیت ناپدیدشدگان جنگ داخلی را رد کرد. این تصمیمات احتمالاً خط بطلانی بر تلاشهای حقوقی برای بررسی برخی از ابعاد جنایات به وقوع پیوسته در خلال سالهای 1939-1936 در جنگ داخلی و پیامدهای خشونت بار آن خواهد بود.»

بخش هایی از مطالبی که خواندید پیرامون خبری است که پیشتر به اطلاع رسیده بود. دیدگاه های دیوان عالی اسپانیا در مورد اقدامات قاضی گازرون و استدلالات دیوان مزبور برای توجیه عدم رسیدگی به جنایات ارتکابی در دوران جنگ های داخلی اسپانیا از منظر حقوق بین الملل کیفری جالب توجه می نماید. این مطالب ترجمه ای است از مقاله منتشره در تارنمای انجمن امریکایی حقوق بین الملل که آقای احسان جاوید برگردان روانی از آن انجام داده اند. ضمن سپاس از ایشان می توانید آن را در ادامه مطلب ملاحظه کنید.

ادامه نوشته

فترت در حقوق بین الملل کیفری: تصمیم اخیر شعبه مقدماتی دادگاه ویژه لبنان

شعبه مقدماتی دادگاه ویژه لبنان در تاریخ 27 جولای 2012، که قرار است برخلاف موازین بین المللی حقوق بشری مبادرت به رسیدگی غیابی افراد به اصطلاح متهم نماید، روز گذشته در خصوص ایرادات وارده بر قانونی بودن تشکیل Legality)) و وجود صلاحیت دادگاه ((Jurisdiction از سوی وکلای منصوب خود دادگاه برای چهار تن از متهمان مرتبط با حوادث 14 فوریه 2005 لبنان، تصمیمی را در 31 صفحه صادر نمود. دادگاه مزبور تنها دادگاه کیفری در عرصه بین المللی است که رسیدگی غیابی (in absentia) را مجاز می داند. در تشریح غیرقانونی بودن این اقدام به این مقاله مراجعه کنید.

در نگاهی کلی که می توان به این تصمیم داشت، تجمیع و دسته بندی ایرادات گروه مدافع متهمان بر قانونی بودن و صلاحیت از یک سو و پاسخ های موجز و کلی از سوی شعبه تصمیم گیرنده موجب ایجاد تردیدهایی در این تصمیم می شود. چهار متهم مزبور با اشاره به این نکات که تشکیل مرجع قضایی مزبور به دست شورای امنیت سازمان ملل متحد غیرقانونی است، ایجاد چنین دادگاهی ناقض حاکمیت لبنان بوده و از سویی دیگر، مغایر قانون اساسی این کشور تلقی می گردد و در وهله آخر، تضمینات بنیادین مربوط به حقوق بشر درباره آنها رعایت نشده، بنابراین، ایجاد دادگاه بر پایه قانون ابتنا نیافته و در مجموع، دادگاه مزبور فاقد وجه قانونی و صلاحیت لازم برای رسیدگی به اتهامات آنها می باشد. شعبه پنج نفره مزبور نیز با لحاظ مبانی بین المللی قانونی ایجاد دادگاه، قطعنامه 1757 شورای امنیت و توجه به مبادی قانونی ملّی لبنان که در قانون اساسی این کشور انعکاس یافته، تمام ایرادات متهمان را رد می کند.

شعبه مقدماتی بر این اعتقاد است که دادگاه ویژه لبنان بر مبنای قطعنامه ذیل فصل هفتم 1757 شورای امنیت به درستی تشکیل و از این رو، بر اساس قانون تأسیس شده است. در توضیح این نکته دیوان می افزاید، این دادگاه توسط نهادی ایجاد شده (ملل متحد) که به واسطه اختیاراتش می تواند دادگاهی کیفری را تأسیس کند و به سوابق این امر درباره تشکیل دادگاه کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق و رواندا اشاره می کند. ضمن این که اساسنامه و قواعد آیین دادرسی و ادله دادگاه نیز، تضمینات لازم را برای یک دادرسی عادلانه منطبق با موازین حقوق بین الملل بشر مد نظر قرار می دهد. شعبه مقدماتی دادگاه ویژه لبنان در تاریخ 27 جولای 2012، در خصوص ایرادات وارده بر قانونی بودن تشکیل و وجود صلاحیت دادگاه از سوی چهار تن از متهمان مرتبط با حوادث 14 فوریه 2005 لبنان، تصمیمی را در 31 صفحه صادر نمود. در نگاهی کلی که می توان به این تصمیم داشت، تجمیع و دسته بندی ایرادات گروه مدافع متهمان بر قانونی بودن و صلاحیت از یک سو و پاسخ های موجز و کلی از سوی شعبه تصمیم گیرنده موجب ایجاد تردیدهایی در این تصمیم می شود. چهار متهم مزبور با اشاره به این نکات که تشکیل مرجع قضایی مزبور به دست شورای امنیت سازمان ملل متحد غیرقانونی است، ایجاد چنین دادگاهی ناقض حاکمیت لبنان بوده و از سویی دیگر، مغایر قانون اساسی این کشور تلقی می گردد و در وهله آخر، تضمینات بنیادین مربوط به حقوق بشر درباره آنها رعایت نشده، بنابراین، ایجاد دادگاه بر پایه قانون ابتنا نیافته و در مجموع، دادگاه مزبور فاقد وجه قانونی و صلاحیت لازم برای رسیدگی به اتهامات آنها می باشد. شعبه پنج نفره مزبور نیز با لحاظ مبانی بین المللی قانونی ایجاد دادگاه، قطعنامه 1757 شورای امنیت و توجه به مبادی قانونی ملّی لبنان که در قانون اساسی این کشور انعکاس یافته، تمام ایرادات متهمان را رد می کند.

شعبه مقدماتی بر این اعتقاد است که دادگاه ویژه لبنان بر مبنای قطعنامه ذیل فصل هفتم 1757 شورای امنیت به درستی تشکیل و از این رو، بر اساس قانون تأسیس شده است. در توضیح این نکته دیوان می افزاید، این دادگاه توسط نهادی ایجاد شده (ملل متحد) که به واسطه اختیاراتش می تواند دادگاهی کیفری را تأسیس کند و به سوابق این امر درباره تشکیل دادگاه کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق و رواندا اشاره می کند. ضمن این که اساسنامه و قواعد آیین دادرسی و ادله دادگاه نیز، تضمینات لازم را برای یک دادرسی عادلانه منطبق با موازین حقوق بین الملل بشر مد نظر قرار می دهد. برای مشاهده تصمیم مزبور به اینجا نگاه کنید. 

نکته محوری این تصمیم را می توان در بندهای 55 و 69 تا 72 مشاهده کرد. به ویژه در بند 55 تصمیم که به نوعی وام دار تصمیم مشابه دادگاه بین المللی کیفری یوگسلاوی سابق در دوم اکتبر 1995 می باشد اما به نظر نمی رسد قدرت استدلالی چندانی داشته باشد. بند مزبور اظهار می دارد:

55This Tribunal, however, is not vested with any power to review the actions taken by the Security Council. The Statute of the Tribunal--enacted by. the Security Council--provides no explicit source of power authorising the Tribunal to judicially review the actions of the Security Council and make either a binding order or a declaration carrying legal weight in respect of its actions. Possibly only the International Court of Justice, in adjudicating an advisory opinion referred to it by the United Nations,·could potentially judicially review the actions of an organ of the United Nations, although it has held that "it does not possess powers of judicial review or appeal in respect of decisions taken by the United Nations organs concemed". No other judicial body possesses such a power of potential judicial review of the Security Council. The Trial Chamber therefore fmds that it cannot review the actions of the Security Council in passing Resolution 1757.

بند 28 معروف شعبه تجدیدنظر دادگاه کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق که حدود 12 سال پیش از تصمیم شعبه مقدماتی دادگاه لبنان صادر شده بود و این تجربه گرانبها برای محاکم کیفری ویژه بعدی به یادگار گذارد، چنین اشعار داشت:

It is clear from this text that the Security Council plays a pivotal role and exercises a very wide discretion under this Article. But this does not mean that its powers are unlimited. The Security Council is an organ of an international organization, established by a treaty which serves as a constitutional framework for that organization. The Security Council is thus subjected to certain constitutional limitations, however broad its powers under the constitution may be. Those powers cannot, in any case, go beyond the limits of the jurisdiction of the Organization at large, not to mention other specific limitations or those which may derive from the internal division of power within the Organization. In any case, neither the text nor the spirit of the Charter conceives of the Security Council as legibus solutus (unbound by law).

برای مشاهده تصمیم دادگاه در پرونده تادیچ به اینجا مراجعه کنید. با نگاهی گذرا می توان تفاوت سطح دو تصمیم را پس از گذشت 12 سال مد نظر قرار داد. برای مشاهده کلیاتی درباره این دادگاه به این مقاله نگاه کنید.

آماده‌سازی دادخواست علیه آمریكا و اروپا به دلیل تحریم‌های خارج از شورای امنیت

رییس مركز امور حقوقی بین‌المللی ریاست جمهوری از آماده‌سازی دادخواست جدیدی علیه آمریكا و اروپا كه تحریم‌های خارج از شورای امنیت سازمان ملل علیه كشورمان وضع كرده‌اند خبر داد و گفت: این دادخواست را به زودی ثبت و پیگیری می‌كنیم.

مجید جعفرزاده در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا با تشریح آخرین اقدامات انجام شده برای استیفای حقوق جمهوری اسلامی ایران در دعاوی بین‌المللی، اولویت نخست این مركز در راستای حمایت از منافع ملت را مقابله با اقدامات خصمانه قدرت‌های بزرگ در اعمال تدابیر محدودكننده و دفع تحریم‌های یك و چندجانبه از سوی دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی بیان كرد

در ادامه مطلب متن کامل مصاحبه ایشان با خبرگزاری ایرنا را می توانید مطالعه نمائید.

یادآور می شود که نظرسنجی شماره ۸ موسسه به موضوع مشابه اختصاص داشته و خوانندگان می توانند در بخش چپ در آن مشارکت نمایند.

ادامه نوشته

تحلیل حقوقی مشروعیت صلاحیت فراسرزمینی دولت در ارتباط با تحریم ها

همان گونه که طی مصاحبه ای در مطلب پیشین پیرامون حقوق حاکم بر نقض قرارداد دولت روسیه در اثر وضع تحریم های شورای امنیت علیه کشورمان مطرح گردید، مبحثی در مورد مشروعیت فراسرزمینی بودن اعمال صلاحیت دولت از دکتر محمدحسین زارعی طرح شد. وی در این زمینه معتقد است «این مساله موضوعی نیست که اخیرا مطرح شده باشد. امریکا این رویه حقوقی را بیش از سه دهه است که اعمال می‌کند. امریکا به مفهومی استناد می‌کند که رویه حقوقی بین‌المللی آن را تایید کرده و یا حداقل موارد نقضی از آن وجود ندارد. امریکا به این قانون استناد می‌کند که به دادگاه‌های داخلی خود این صلاحیت را داده است که به کسانی که به منافع امریکا از نظر اقتصادی و مالی ضرر می زنند، می تواند آنها را در چارچوب سرزمینی خود تحریم کند که در اصطلاح به آن اعمال فراسرزمینی قواعد یا قوانین داخلی(Extraterritorial Application of National Laws (Extraterritoriality)  گفته می‌شود. بیشترین مصداقی که در حقوق بین‌الملل در این مورد وجود دارد رویه ایالات متحده امریکا است. در توضیح باید گفت به عنوان مثال اگر کانادا قصد دارد قطعه یدکی برای لیبی ارسال کند، به دلیل آنکه لیبی در دوره‌ای جزء تحریم‌های امریکا بوده است، بنابراین پیش از آنکه آن قطعه را کانادا به لیبی ارسال کند حتما باید مجوز صادرات خود را به تایید امریکا برساند، در غیر این‌صورت مشمول تحریم‌های یک‌طرفه ایالات متحده امریکا قرار می‌گیرد. سابقاً به این اقدامات آمریکا در حقوق بین‌الملل اشکالات زیادی وارد کرده‌اند، اما آنچه که در طول بیش از سه دهه رخ داده، نشان می‌دهد که حقوق بین‌الملل این رویه را شناسایی و پذیرفته است.»

محقق گرامی، آقای دکتر یاسر ضیایی مطلبی را جهت ایضاح حقوقی بیشتر در خصوص عدم مشروعیت صلاحیت فراسرزمینی دولت در حقوق بین الملل با تأکید بر اقدامات امریکا در این خصوص برای مؤسسه ارسال کرده اند، که ضمن سپاس و از ایشان، می توانید تحلیل حقوقی ایشان را در ادامه مطلب مشاهده کنید. همچنین، یادآور می شود برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مشروعیت صلاحیت فراسرزمینی دولت در حقوق بین الملل می توانید به رساله دکترای ایشان در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی مراجعه نمایید.  

ادامه نوشته

اختلاف بین ایران و روسیه و تحریم های شورای امنیت

«به دلیل آنکه مبنای تعهد طرفین قرارداد است، اولین قدم این است که باید دید قرارداد مکانیزم حل و فصل اختلاف‌ها را چگونه پیش‌بینی کرده است. به عنوان مثال طرفین توافق کرده‌اند که در صورت اختلاف به داوری مراجعه کنند و مثلا به اتاق بازرگانی بین الملی بروند، در این صورت نمی‌توانند به مرجع دیگری مراجعه کنند. بنابراین اگر ترتیبی که در قرارداد پیش بینی شده داوری باشد، باید حتما به داوری رفته و نمی‌توانند به دیوان بین المللی دادگستری مراجعه کنند. ابتدا باید شرط داوری را اعمال کنند و در صورتی که به نتیجه نرسیدند به توافق طرفین به مرجع دیگری مراجعه کنند.

فقط باید یادآوری کنم که مراجعه به داوری باید با رعایت اصل 139 قانون اساسی انجام شود. مطابق اصل فوق حل دعاوی و اختلافات حقوقی مربوط به اموال عمومی و دولتی از طریق داوری باید با موافقت هیات دولت و در موارد مهم و یا مواردی که طرف دیگر خارجی باشد به تصویب مجلس شورای اسلامی هم برسد«.

مطلبی که خواندید بخشی از مصاحبه دیپلماسی ایرانی با دکتر محمدحسین زارعی است که به اهم مطالب حقوق حاکم بر نقض قرارداد دولت روسیه در اثر وضع تحریم های شورای امنیت علیه کشورمان می پردازد. براس سابقه بحث به اینجا نگاه کنید. از خوانندگان محترم دعوت می شود نظرات خود را در این خصوص ابراز دارد.

یادآور می شود که نظرسنجی شماره ۸ موسسه به موضوع مشابه اختصاص داشته و خوانندگان می توانند در بخش چپ در آن مشارکت نمایند.

درباب تحریم ایران و دیوان بین المللی دادگستری: دیدگاه مخالف  

«متأسفانه به نظر می رسد پیشنهاد برخی مبنی بر ارجاع شکایت ایران به دیوان بین المللی دادگستری، اولاً نیازمند پذیرش طرح دعوی توسط کشورهای تحریم کننده بوده، ثانیاً تجریه ثابت کرده است شورای امنیت در مقابل تخلفات قدرتهای بزرگ ناتوان است. علاوه بر آن با پیش فرض محکومیت، چنانچه معجزه ای به وقوع بپیوندد و رأی دیوان بر علیه کشورهای تحریم کننده هم صادر گردد، استفاده از حق وتوی محکوم علیه (امریکا) هیچ راه گریزی برای اعمــال حق باقی نمی گذارد جز مراجعه به مجمع عمومی سازمان ملل متحد که باز هم بدلیل علاقمندی اکثر کشورهای عضو به منافع ملی و ترجیح آن به منافع سایر کشورها رأی دیوان و شورای امنیت فدای مصلحت های سیاسی می گردد. بنابراین زمانی می توان به نتیجه شکایت به مراجع بین المللی برای موضوع مهمی چون "تحریم ایران" امیدوار بود که بتوان رأی مثبت پنج عضو دائم شورای امنیت را بدست آورد که امری محال است. اما این احتمال وجود دارد ایران با ورود فعالانه به عرصه دیپلماسی، بتواند رای دادگاه های بین المللی را به نفع خود تغییر دهد«.

همچنان که در مطالب پیشین دلایلی در حمایت از اقامه سریع دعوا در خصوص تحریم های وضع شده علیع ایران مطرح گردیده بود، دیدگاه مخالفی در این راستا از سوی برخی نیز مطرح شده که خواندن آن خالی از لطف نیست. در این رابطه به اینجا و ادامه مطلب مراجعه کنید.

یادآور می شود که نظرسنجی شماره ۸ موسسه به موضوع مشابه اختصاص داشته و خوانندگان می توانند در بخش چپ در آن مشارکت نمایند.

ادامه نوشته

طرح دعواي بين المللي عليه تحريم اقتصادي: دیدگاه موافق

شوراي اتحاديه اروپا در 23 ژانويه 2012 در راستاي تشديد تحريم هاي اقتصادي عليه جمهوري اسلامي ايران تصميم گرفت اقدامات تحريمي بيشتري در بخش انرژي از جمله تحريم واردات نفت خام از ايران به كشورهاي عضو اتحاديه و در بخش مالي عليه بانك مركزي ايران و در بخش حمل و نقل و نيز صادرات و همچنين عليه اشخاص حقيقي و حقوقي وضع كند. در اين ميان تحريم واردات نفت خام و فرآورده هاي نفتي، خريد و حمل اين فرآورده ها و تامين مالي و بيمه آنها از اهميت بيشتري برخوردار است. در اين تصميم اجازه داده شده بود كشورهاي عضو اتحاديه قراردادهايي را كه از قبل منعقد ساخته بودند تا اول جولاي 2012 همچنان به اجرا بگذارند. مقررات تفصيلي شوراي اتحاديه اروپا در 23 مارس 2012 به تصويب رسيد و از اول جولاي به اجرا گذاشته شد. تحريم هاي تشديديافته اتحاديه اروپا به طور قطع فراتر از تحريم هايي است كه در قطعنامه هاي چهارگانه شوراي امنيت عليه ايران وضع شده چرا كه در هيچ يك از اين قطعنامه ها نه تنها تصميم و الزامي به تحريم نفت وجود ندارد بلكه حتي توصيه اي هم در اين زمينه به چشم نمي خورد. در كنار مباحث و مناقشات سياسي و اقتصادي جاري پيرامون تحريم هاي اقتصادي، قانوني بودن يا نبودن آنها از منظر حقوق بين الملل نيز در حال جريان است.

اخیرا آقای محمد حبیبی مجنده عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم طی نوشتاری به کلیات ابعاد مختلف موضوع با تاکید بر مساله اقامه دعوای بین المللی کرده اند که در ادامه مطلب در دسترس می باشد.

یادآور می شود که نظرسنجی شماره ۸ موسسه به موضوع مشابه اختصاص داشته و خوانندگان می توانند در بخش چپ در آن مشارکت نمایند.

ادامه نوشته

نظرسنجی شماره 8: شکایت ایران از آمریکا در مورد تحریم های یکجانبه

مساله مشروعیت تحریم های یکجانبه علیه جمهوری اسلامی ایران فراتر از قطعنامه های شورای امنیت موضوعی بوده که هر از چندگاهی میان حقوقدانان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. قانونی بودن این تحریم ها از زوایای مختلف جای تامل دارد. برای اطلاع به طور مثال مراجعه کنید به نوشتاری که اخیرا بر روی تالار گفتگوی انجمن اروپایی حقوق بین الملل قرار گرفته است. این مساله موضوع نظرسنجی شماره ۵ موسسه حقوق بین الملل پارس نیز بود.

اخیرا موضوع ضرورت شکایت از این تحریم ها از سوی برخی از حقوقدانان بین المللی و صاحبنظران داخلی مطرح گردیده است. طرفداران شکایت بین المللی معتقدند که احتمال زیادی برای محکومیت قضایی تحریم های وضع شده نزد یک مرجع قضایی همانند دیوان بین المللی دادگستری وجود دارد. مضافا به نظر آنها نفس اقامه دعوای بین المللی می تواند منتج به تعلیق تحریم های گذشته و یا حداقل پیشگیری از تحریم های اضافی شود.

نظرسنجی شماره ۸ موسسه به این موضوع اختصاص دارد. به نظر شما آیا امکان شکایت بین المللی از تحریم های یکجانبه علیه دولتهای وضع کننده تحریم ها (ایالات متحده و ...) نزد دیوان بین المللی دادگستری با استناد به معاهدات لازم الاجراء وجود دارد و چه دستاوردهایی این اقدام می تواند برای کشورمان به دنبال داشته باشد:

گزینه اول- شکایت به دلیل فقدان مبنای صلاحیتی ممکن نیست و در صورت شکایت حکم دیوان عدم صلاحیت خواهد بود.

گزینه دوم- مبنای صلاحیت (به طور مثال معاهده مودت ۱۹۵۵) برای شکایت وجود دارد لکن دیوان در پایان دادرسی حکم به عدم نقض تعهدات بین المللی دولتهای اعمال کننده تحریم ها خواهد داد.

گزینه سوم- مبنای صلاحیت شکایت وجود دارد و دیوان در پایان دادرسی حکم به نقض تعهدات بین المللی دولتهای اعمال کننده تحریم ها خواهد داد لکن در مرحله قرار موقت رای به تعلیق یا متوقف کردن تحریم ها نخواهد داد. (ماده ۵۲ طرح مسئولیت بین المللی دولتها)

گزینه چهارم- مبنای صلاحیت شکایت وجود دارد و دیوان حکم به نقض تعهدات بین المللی دولتهای اعمال کننده تحریم ها خواهد داد و امکان تعلیق تحریم ها و پیشگیری از اتخاذ تحریم های اضافی نیز وجود دارد. (ماده ۵۲ طرح مسئولیت بین المللی دولتها)

خوانندگان گرامی جهت شرکت در نظرسنجی به بخش مربوطه در سمت چپ مراجعه فرمایند. متن معاهده ۱۹۵۵ در ادامه مطلب نیز در دسترس می باشد.

ادامه نوشته

انتشار شماره جدید فصلنامه حقوق

شماره جدید فصلنامه حقوق (سال چهل و دوم، شماره 1، بهار 1391) منتشر شد. در این شماره می خوانید: ضابطه يا استاندارد اثبات دعوي در رويه قضايي ديوان بين المللي دادگستري، نظام نوين گزارش دهي دولتها به كميته حقوق بشر سازمان ملل متحد، اعتبار قاعده سابقه در مراجع كيفري بين المللي، مسئوليت مدني ناشي از نقض حقوق معنوي مربوط به شخصيت و حقوق بشر، تاثير معنوي فعاليت هاي بشر دوستانه بر نظام قضايي بين المللي. برای مطالعه چکیده مقالات به اینجا مراجعه کنید.

انتشار شماره نوزدهم مجله پژوهش های حقوقی

شماره نوزدهم مجله پژوهش های حقوقی منتشر شد. در این شماره می خوانید: داوری‌های مختلط در قواعد جدید داوری  اتاق بین‌المللی بازرگانی، فواید جبران خسارات هسته‌ای بر مبنای کنوانسیون‌های بین‌المللی، تحقق رؤیای نظارت قضائی بر قطعنامه‏ های شورای امنیت: تأملی بر رأی دیوان دادگستری اروپا در قضیه فولمن و محمودیان. برای مطالعه چکیده مقالات به اینجا مراجعه کنید.