ایران باید هرچه سریع تر دعوایی را علیه امریکا در دیوان بین المللی دادگستری در خصوص تحریم های یکجانبه این کشور اقامه کند. این ادعا از سوی یکی از حقوقدانان امریکایی مطرح شده که به ادعای وی پیشتر از سوی برخی مقامات ایرانی و برخی حقوقدانان برجسته بین المللی نیز مانند Francis Boyle مطرح شده بود. Franklin Lamb در این باره، ضمن یادداشتی در یکی از رسانه های کشور، معتقد است که اعمال تحریم های یکجانبه از سوی امریکا برخلاف موازین بین المللی حاکم بر منشور ملل و حقوق بین الملل می باشد. وی ضمن یادآوری خاطره ای جالب از قصد ایران برای حضور در دیوان برای دفاع در پرونده کارمندان دیپلماتیک و کنسولی امریکا در تهران در سال 1979 که از وی و برخی دیگر از حقوق دانان امریکایی خواسته شده بود در این دعوا کارهای مقدماتی طرح و تحقیقات اولیه حقوقی در خصوص موضوع را به عمل بیاوردند، اعلام کرد که در عین ناباوری و پس از 6 هفته کار بی وقفه کشورمان در آن زمان از حضور در دبوان منصرف گردید. موضوعی که باعث اظهار تأسف دیوان برای این عدم حضور به شمار آمد و امریکا در تمامی موارد خواسته شده خود از دیوان در پرونده مزبور، توانست حکم لازم ار دیوان را به دست آورد. وی نقل می کند که برای این دعوا با حقوقدانانی سرآمدی چون Bin Cheung، David Johnson و Georg Schwarzenberger برای این اقدام گفتگوهایی را جهت حضور در تیم مشاوره ایران انجام داده بود.

از منظر وی، کشورمان می توانست در طول زمان به واسطه اقدامات متعددی امریکا و برخی دولت های اروپایی را طرف دعوایی در دیوان قرار دهد. از جمله این موارد به صدور آرائی نادرست از برخی قضات امریکایی از جمله Royce Lambeth و Bates در مورد تعیین مسوولیت ایران و اعمال احکام تنبیهی با مبالغ گزاف، اعمال تحریم های متعدد از سوی اتحادیه اروپا و از همه مهم تر تحریم های یکجانبه امریکا علیه ایران که موجب ورود خسارات به اقشار پایین دست جامعه ایرانی می شود، موضوعی که امری ناعادلانه به حساب می آید. وی معتقد است که ایران می تواند با متوقف کردن و حتی معکوس نمودن گرایش تاریخی در این زمینه را با طرح دعوایی در دیوان بین المللی دادگستری علیه دولت های امریکا، بریتانیا و فرانسه در ارتباط با تحریم های اقتصادی غیرقانونی و سیاسی دنبال کند.
در ادامه فهرستی از اصول، قواعد و معیارهایی ذکر می شود که نویسنده معتقد است می توان در طرح دعوا در دیوان بین المللی دادگستری بدانها استناد جست:
1. تحریم های وضع شده آثار منفی بر وضعیت سلامت شهروندان ایرانی خواهد داشت. ضمن این که در وضع و اعمال این تحریم ها، اصل تناسب برخاسته از حقوق بین الملل عرفی و منشور ملل متحد رعایت نشده است؛ چرا که عمده آثار زیانبار تحریم ها بر اقشار محروم و ضعیف جامعه خواهد بود. این اقدام نوعی تنبیه دسته جمعی تلقی می گردد که عمدتاً کودکان و سالخوردگان جامعه را متأثر می نماید. (در این خصوص به مقاله ای در مورد اعمال تحریم های هوشمند در اینجا مراجعه کنید.)
2. اعمال تحریم و تهدید به توسل به زور از سوی برخی کشورها از جمله امریکا نقض بند چهارم ماده 2 منشور می باشد. این بحث در خصوص تهدید به حمله به تأسیسات غیرنظامی هسته ای ایران قابل طرح است. ضمن این که ماده 51 منشور نیز در خصوص استناد احتمالی این کشورها به امنیت دسته جمعی در معرض نقض قرار می گیرد. این مسأله درباره صحبت های برخی مقامات دولتی امریکا در خصوص ترور برخی افراد نظامی کشورمان نیز نمود داشته است.
3. تحریم های یکجانبه از سوی این کشورها آثار چندجانبه بر کشورهایی است که تمایل به همکاری در خصوص اعمال این تحریم ها ندارند.
4. اعمال تحریم ها در پرتو قصد وضع آنها موجد عمل تجاوز خواهد بود.
5. ایران در مقام مقابله با تحریم های مذکور، می تواند اقداماتی را همچون انسداد تنگه هرمز در راستای دفاع مشروع انجام دهد.
6. حضور ایران در دیوان و درخواست دستور موقت از دیوان می تواند منجر به تعلیق تحریم های وضع شده یا حملات نظامی گردد.
7. اقدام به وضع تحریم های اقتصادی که گاه جنبه کیفری نیز به خود گرفته است، می تواند نقض حق بر توسعه و همچنین، در صورت تحریم های نظامی می تواند توسل به حق دفاع مشروع را برای ایران به دنبال داشته باشد.
8. تحریم های وضع شده از سوی امریکا، از جنبه ای دیگر منجر به مداخله در امور داخلی به شمار می آید.
نویسنده در پایان بحث خویش معتقد است که ایران می تواند با توسل به دیوان ضمن حمایت از اتباع خویش، موجب ارتقاء سطح حاکمیت قانون در عرصه بین المللی شود که این موضوع نیز به نوبه خود منفعت ارزشمندی را برای جامعه بین المللی به همراه داشته باشد. برای مشاهده متن مقاله مزبور به اینجا مراجعه کنید.