نگاهی نو به قتل هدفمند بن لادن
قتل بن لادن به عنوام جرم جنگی
موضوع قتل های هدفمند و به ویژه مطالعات موردی در خصوص این قتل ها توجه حقوق دانان زیادی را به خود جلب نموده که در این میان برخی با سعی در مشروع جلوه دادن آنها برآن بوده اند که تمامی موارد این قتل ها را مشمول مشروعیت کلی این نوع قتل ها کنند. در این خصوص به اینجا بنگرید. اما سئوال اینجاست که آیا حقیقت چنین است و باید به استدلال این عده گردن نها یا خیر؟ یکی از وبلاگ های مشهور حقوقی بین المللی پیرو سلسله مباحثی که در خصوص قتل های هدفمند و مطالعه موردی قتل اسامه بن لادن انجام داده اخیراً در یکی از پست های خود مطلبی را بیان کرده که به نظر قابل توجه می رسد. چرا که در این مطلب دو گزارش متفاوت از ماوقع این قتل درج شده و در ذیل هر یک نتیجه گیری حاصل از آن ماوقع پس از اعمال قانون مناسب ذکر گردیده است. جالب تر آنکه این بار شرح ماجرا از زبان یکی از تفنگداران آمریکایی است که خود به اسامه بن لادن شلیک کرده و به قول خود وی را به قتل رسانده و مرتکب جنایت جنگی شده است. نکته مهم این شرح وقایع در آن است که آگاهی بر حادثه مزبور به نحو صحت، به طور حتم حقوقدانان را به اعمال صحیح قانون رهنمون می شود. همانطور که گفته شد مشروح ماجرا در این وبلاگ از زبان دو نفر نقل گردیده که یکی از آنها نیکلاس اسکیمدل (در این خصوص به اینجا مرجعه کنید) و دیگر یک تفنگدار آمریکایی با نام مستعار مارک اون نویسنده کتاب «روز خوبی نبود» است. ما نیز در این نوشتار ابتدا شرح ماوقع توسط نیکلاس و تحلیل مربوط به آن و سپس شرح حادثه توسط اون و تحلیل مربوط به آن را از این وبلاگ نقل می کنیم. بنا به گفته های نیکلاس شرح ماجرا از این قرار است که آمریکایی ها به طرف در اتاق خواب (بن لادن) شتافتند. اولین تنفگدار با زور در را باز کرد. دو تن از زنان بن لادن جلوی او ایستاده بودند. امال الفاته، پنجمین زن بن لادن، داشت به زبان عربی جیغ می کشید و ضجه می زد. وی در آن لحظه حرکت کرد و به نظر رسید که قصد حمله دارد. با این حرکت وی تفنگدار آمریکایی به پایین نگاه کرده و یک بار به نرمه ساق پای او شلیک کرد و با ترس از اینکه یکی از زن ها یا هر دو جلیقه های حمله انتحاری بر تن داشته باشند آنها را به طرفی انداخت. با این کار امکان داشت وی کشته شود؛ چرا که احتمالاً این دو زن خود را منفجر می کردند ولی با این حال این کار او باعث می شد تا دو تفنگداری که پشت سر وی قرار داشتند نجات پیدا کنند. ولی در نهایت امر مشخص شد که هیچ یک از این زنان جلیقه عملیات انتحاری بر تن نداشتند. در این حال دومین تفنگدار پا به اتاق گذاشت و نور لیزری تفنگ خود را روی سینه بن لادن انداخت. در این حال، رییس القاعده که شلواری قهوه ای بر تن و دستاری بر سر داشت بدون سلاح بود. افسر ویژه این عملیات در این باره می گوید در آن حال مسئله دستگیری و بازداشت مطرح نبود و مسلم آنکه هیچ کس هم نمی خواهد وی بازداشت شود. (در این باره دولت اوباما اعلام کرد اگر وی در آن حالت تسلیم می شد قطعاً زنده بازداشت می شد). در هر حال، بعد از گذشت 9 سال و 7 ماه و 20 روز از حوادث 11 سپتامبر یک آمریکایی ماشه ای بود که آماده چکاندن برای خاتمه حیات اسامه بن لادن شده بود. در این حال اولین مرمی به سینه اسامه بن لادن خورد و هنگامی که او با پشت به زمین افتاد این تفنگدار دومین گلوله خود را نیز را به سر بن لادن و به طور دقیق تر به بالای چشم چپ او شلیک کرد. در این حال، این تفنگ دار با بی سیم اعلام نمود. به خاطر خدا و کشور دشمن کشته شد. در ادامه بعد از چند لحظه وقفه در پیام وی اعلام کرد که دشمن در حال حرکت کشته شد. همانطور که نیکلاس اظهار داشته عمل سرباز آمریکایی منطبق بر حقوق بشر دوستانه بوده است. با در نظر گرفتن استثناهای موجود در بند 1 ماده 41 پروتکل الحاقی به کنوانسیون های ژنو اعضای یک گروه سازمان یافته نظامی که دریک مخاصمه مسلحانه غیر بین المللی شرکت نموده را می توان (همانند یک سرباز که در مخاصمه بین المللی شرکت نموده) در هر زمانی با نیروهای مرگبار مورد هدف قرار داد. طبق بند مزبور از ماده مذکور، شخصی که به عنوان یک رزمنده ناتوان (Hors de combat) شناخته شود یا اوضاع و احوال مستلزم شناسایی وی به عنوان رزمنده ناتوان باشد را نمی توان مورد هدف قرار داد. یک رزمنده زمانی وضعیت یک رزمنده ناتوان را داراست که 1- در دست طرف مقابل گرفتار شود. 2- به طور آشکارا قصد خود مبنی بر تسلیم شدن را ابراز نماید. 3- بیهوش شود یا به نحو دیگری به واسطه زخم یا بیماری به طور کامل ناتوان شده و از این رو توان دفاع از خود را نداشته باشد. بنا به بیانات نیکلاس زمانی که بن لادن کشته شد به دست طرف مقابل مخاصمه نیفتاده بود. وی مریض یا زخمی نبود و مهمتر از همه اینکه وی صراحتاً قصد خود مبنی بر تسلیم شدن را ابراز نکرده بود. باید متذکر شد چنین قصدی مستلزم یک فعل ایجابی از قبیل تکان دادن یک دستمال سفید، بالا بوردن دست ها یا بیان این نیت با کلمات است (مصادیقی از ابراز صریحانه قصد تسلیم که در دستور العمل سربازان آمریکایی نیز آمده است). بنابراین، کشتن رزمنده ای که مسلح نیست و حتی در مقابل دستگیری نیز مقاومت نمی کند کاملاً قانونی است. اما در مقابل این گزارش از شرح ماجرای به قتل رسیدن بن لادن و تحلیل حقوقی آن از منظر حقوق بشر دوستانه، همانطور که گفته شد خود تفنگداری که در صحنه قتل بوده از زبان خود ماجرا را در کتابی نقل می کند و در وبلاگ فوق الذکر نیز بعد از اشاره به ماجرا، تحلیل حقوقی از آن درج شده که در ادامه سعی بر آن است تا آن را نیز عیناً و در پاره ای از موارد با تکیه بر مضمون نقل کنیم. خلاصه ای از شرح ماوقع را که از زبان این سرباز آمریکایی نقل شده می توانید در اینجا ببینید. این تفنگدار می گوید زمانی که ما داشتیم از یک راه پله باریک به طرف بالا می رفتیم جلودار تیم ما مردی را دید که از یک درگاه سرش را بیرون آورده و به پایین نگاه می کند. در این حالت ما پنج قدم به بالای پله ها فاصله داشتیم که صدای شلیک شنیدم. او می گوید از موقعیتی که در آن قرار داشتم نتوانستم متوجه شوم که گلوله ها به هدف خورده یا نه. اما در این حال بود که آن مرد به داخل اتاق رفت. زمانی که اعضای تیم داشتند وقت خود را مصروف ورود به اتاق می کردند دیدند که یک زن بر بالای سر بن لا دن ضجه می زند. اون در ادامه می نویسد برخلاف گزارشات متعدد که طبق آنها بن لادن موقع دستگیری سلاح در دست داشت و به هنگام ورود نیروهای آمریکایی به اتاق مقاومت کرده وی مسلح نبود و قبل از اینکه آمریکایی ها وارد اتاق شوند وی زخم هایی کشنده برداشته بود. اون عیناً این عبارات را در این باره می گوید: «خون او از جمجمه اش بیرون زده بود و به خود می پیچید. او می گوید زمانی که بن لادن در این حالت با مرگ دست و پنجه نرم کرده بود، وی و هم قطارش نور لیزری اسلحه هایشان را به سینه بن لادن انداختند و به وی شلیک کردند. گلوله ها به بدن وی خوردند و جسم او را محکم به کف اتاق کوبیدند تا اینکه وی از حرکت افتاد. متعاقب این امر بود که تفنگداران صورت وی را بررسی نمودند تا مطمئن شوند که خود بن لادن است. آنها از یک دختر جوان و یک زن که بر بالای سر بن لادن شیون می کردند بازجویی نمودند و آنها گواهی دادند که وی رهبر تروریست ها است. حال باید گفت که خود نگارنده کتاب مزبور در بالا می پذیرد زمانی که وی و هم قطارانش چند گلوله به سینه بن لادن شلیک کردند وی زخمی شده بود ولی نمرده بود. بنابراین، می توان به این نتیجه رسید که تفنگدار مزبور و هم قطارانش بن لادن را در حالی که وی به واسطه زخم کاملاً ناتوان شده بود عمداً به قتل رسانده اند، که این عمل یک جنایت جنگی قتل عامدانه و یا عمدی است. نویسنده مذکور می نویسد شاید پاسخ خوانندگان این باشد که زخم بن لادن کاری و کشنده بود و وی در هر حال از بین می رفت. وی در جواب این دسته از خوانندگانش می نویسد که اون یک پزشک نبود و شاید زخم بن لادن کشنده نبود و مهمتر اینکه حتی اگر قایل بر این باشیم که او در هر حال از بین می رفت باز هم وی در زمان شلیک گلوله ها زنده بود و آنچه که اتفاق افتاده شرایط لازم برای تحقق جرم جنگی قتل عمد بوده است. این ایده، ایده بحث برانگیزی نیست و همه نظام های حقوق کیفری داخلی شلیک به یک شخص در حال مرگ را چیزی محسوب نمی کنند جز قتل عمد. بحث اینجاست که اگر عمل فردی یک فرد دیگر را حتی از یک ثانیه پایانی عمرش محروم کند آنگاه آن فرد دلیل موضوعی و قانونی مرگ فرد مزبور است. البته هیچ شانسی برای تعقیب دو تفنگدار آمریکایی به اتهام کشتن بن لادن وجود ندارد. اما این عدم تعقیب بدین معنا نیست که عمل آنها قانونی بوده است، بلکه به سادگی می توان گفت این عمل یک جرم جنگی است. برای مطالعه اصل خبر به اینجا مراجعه کنید.
به منظور توسعه و ترویج حقوق بین الملل در ميان جامعه ايراني اخيرا با همت تعدادي از اساتيد و صاحبنظران مسايل حقوق بين الملل، موسسه حقوق بين الملل پارس تهران به شماره 30733/ث32/86 مورخ 28/12/1386 به ثبت رسيد. هدف اصلی موسسه مطالعه و پژوهش در زمینه موضوعات حقوقي بین المللي، حمايت از چاپ و انتشار تاليفات مرتبط با حقوق بين الملل و برگزاری سخنرانی ها و نشستهاي علمي مي باشد. در اين راستا از كليه اساتيد، محققان و دانشجویان علاقه مند به همكاري دعوت مي گردد، درخواستهاي خود را به انضمام برگه ای مشتمل بر پيشينه تحصیلی و تحقیقاتی خود به پست الكترونيك موسسه ارسال نمایند.