تدریس موفق در دانشگاه سرآمد: نوشتاری از دکتر محمدرضا ضیایی بیگدلی
«تدریس موفق در دانشگاه سرآمد»*
دکتر محمد رضا ضیائی بیگدلی **
مقدمه
دانشگاه دو کارکرد مهم اساسی دارد : آموزش و پژوهش.
آموزش
دانشگاهی اشکال گوناگونی دارد ، از جمله آموزشکارگاهی، آموزش بالینی و
بیمارستانی، آموزش آزمایشگاهی ، آموزش در صحنۀ تاتر و بالاخره آموزش کلاسی
یا همان تدریس در کلاس توسط مدرسان یا استادان دانشگاه .
پژوهش
دانشگاهی، تحقیقات علمی در سطح عالی دانشگاهی است که توسط اعضای هیأت علمی
آموزشی و پژوهشی و حتی بعضاً توسط دانشجویان ، به ویژه دانشجویان دوره های
تحصیلات تکمیلی در دانشگاه ها و مراکز آموزشی و پژوهشی انجام می پذیرد.
تدریس ، آموزش و پژوهش دانشگاهی به هم پیوسته است . یعنی پژوهش در خدمت آموزش کلاسی و نه جدا و مستقل از آن .
تدریس
دانشگاهی، به رغم برخی مشابهت ها با تدریس مدرسه ای، تفاوت های بنیادینی
با آن دارد یا باید داشته باشد ، چه از حیث فضای آموزشی ، چه از حیث سطح
علمی مدرسان و محصلان و چه از حیث کمیت و کیفیت برنامۀ آموزشی.
تدریس
دانشگاهی همزمان با تأسیس دانشگاه در جهان آغاز گردیده و در طول تاریخ و در
مقاطع زمانی و مکانی مختلف، فرازها و فرودها داشته است . این فرازها
وفرودها را نه تنها می توان در کلیۀ دانشگاه های جهان و یا در دانشگاه های
یک کشور خاص ملاحظه نمود، بلکه در یک دانشگاه مفروض نیز قابل مشاهده و
بررسی است .
در چنین دانشگاه مفروضی ، چه بسا ممکن است تدریس در یک
رشتۀ تحصیلی و حتی تدریس توسط مدرسان مختلف، همراه با میزانی از موفقیت یا
عدم موفقیت بر اساس یک سلسله معیارهای ارزشی باشد.
تدریس موفق در گرو یک
پیش فرض حتمی و مسلم است و آن علمی بودن معیارهای ارزشیابی است. بنابراین
اگر تدریس بر مبنای چنین ارزشیابی انجام پذیرد، آن را می توان «تدریس موفق »
نامید.
تدریس موفق، یکی از مؤلفه های مهم دانشگاه سرآمد است . در
این مقاله در پی آن هستم تا این معیارهای علمی- ارزشی را در حد امکان و در
حد توان خود تبیین نمایم و امیدوارم که موفقیت حاصلم گردد.
عنوان مقاله «تدریس موفق دردانشگاه سرآمد» است . پس به منظور مفهوم شناسی ، ضرورت تبیین «دانشگاه سرآمد» نیز وجود دارد.
مفهوم
«دانشگاه سرآمد» فی نفسه یک مفهوم بسیار چالش برانگیز است، چرا که به قول
یکی از همکاران ،« نگاهی به مفهوم دانشگاه به عنوان یک نهاد برخاسته از
دوران مدرنیته، نشان می دهد که مفهوم «سرآمد» در بطن مفهوم دانشگاه نهفته
است . به بیان دیگر، مگر دانشگاه غیر سرآمد را اصولاً میتوان دانشگاه
نامید .»
همکار عزیز دیگر معتقد است که مفهوم سرآمد به جهات مختلف یک
مفهوم آرمانی است ، از جهاتامکانات پژوهشی، سطح علمی استادان،آزادیهای
فکری ، محیط بالندۀ علمی و مبادلاتبینالمللی.
اما به نظر من ما امروزه
حداقل در کشور خود «دانشگاه سرآمد» نداریم و طبق برنامۀ بیست سالۀ توسعه
کشور ، قصد آن داریم تا دانشگاه های خود را به سطح « سرآمد» برسانیم.
بدیهی است که امروزه در جهان ، شاهد دانشگاه هایی با ردۀ علمی [1] بالا هستیم که در سرآمد بودن آنها جای هیچ گونه شک و شبهه ای نیست .
اینک
با عنایت به مطالب مقدماتی مذکور، اصل موضوع مقاله را که همان «تدریس موفق
در دانشگاه سرآمد » است به صورت یک مجموعۀ به هم پیوسته [2] پی می گیرم.
ابتدا
لازم به ذکر است که تدریس موفق در یک دانشگاه غیر سرآمد و بر عکس تدریس
غیرموفق در یک دانشگاه سرآمد ، به واقع آب در هاون کوبیدن است یا به قول
شاعر، رنج ما می بری و زحمت خود افزایی. در نتیجه، مسلماً تدریس موفق در یک
دانشگاه سرآمد معنی و مفهوم پیدا می کند. به بیان دیگر ، تدریس موفق و
دانشگاه سرآمد لازم و ملزوم یکدیگرند.
من در این مقاله ابتدا لازم دیدم
مشخصه ها و یا مؤلفۀ های یک دانشگاه سرآمد را منصرف از اینکه سند چشم انداز
بیست ساله کشور چه پیش بینی می کند، تبیین کنم و بیان این مطلب را مقدم بر
تبیین «تدریس موفق» می دانم ، چرا که بستر لازم برای بالندگی علمی و تدریس
موفق ، وجود دانشگاه سرآمد است .
به نظر من، دانشگاه سرآمد باید دارای این مؤلفۀ ها یا مشخصه ها زیر باشد:
1. وجود استادانی عالم ، مجرب در رشته های تخصصی خود و ملتزم و متعهد به ارزشهای والای انسانی.
2. وجود دانشجویانی با استعداد بالا و علاقمند و پیگیر در فراگیری دانش تخصصی خود.
3. وجود مدیریت دانشگاهی شایسته و برخاسته ازآرای استادان.
4. برخورداری کامل از استقلال در زمینه های علمی، آموزشی، تحقیقاتی، اداری و مالی.
5. داشتن فضای آموزشی با کیفیت و کمیت بسیار بالا.
6. داشتن وسائل کمک آموزشی پیشرفته.
7. دارا بودن کتابخانه های پربار تخصصی و فضای مناسب برای تحقیق و مطالعۀ استادان و دانشجویان.
8. بالا بودن میزان انتشارات ارزشمند دانشگاهی.
9. داشتن نشریات تخصصی که حاوی مقالات پربار علمی باشند.
10. دارا بودن تشکلهای مناسب دانشگاهی ( گروه ها ، شوراها) و دانشجویی.
مسلماً با معرفی کلی این مؤلفۀها برای دانشگاه سرآمد ، تدریس موفق در چنین دانشگاهی ، ثمر بخش خواهد بود .
حال
از مقدمه در می گذرم و وارد متن مقاله می شوم. عنوانی که برای متن مقاله
انتخاب کرده ام این است : «مؤلفه ها یا مشخصه های تدریس موفق»
پیش از پرداختن به موضوع، لازم می بینم که به این پرسش مهم پاسخ دهم. پرسش این است : آیاتدریس علم است یا فن است و یا هنر است ؟
به
نظر من تدریس فی نفسه هم علم است ، هم فن است و هم هنر است. علم است ، چون
اصول اولیۀ علم و تعلیم و تربیت باید در آن لحاظ گردد. فن است ، چون در آن
از روشهای خاصی استفاده می شود. هنر است ، چون متضمن خلاقیت و نوآوری است .
در
مورد مؤلفه ها یا مشخصه های تدریس موفق ابتدا، به طور خلاصه و فهرست وار
این مؤلفهها را بر می شمارم و سپس وارد شرح و بسط آنها می شوم : مؤلفه ها
یا مشخصه های تدریس موفق عبارتند از : ویژگی های استاد موفق ، فضای مناسب
کلاس، منابع درسی ارزشمند، ارائه بهینۀ درس ، مدیریت کارآمد کلاس ، رابطۀ
علمی- انسانی استاد و دانشجو در کلاس و بالاخره، برگزاری آزمون های درسی
براساس اصول علمی.
الف- ویژگی های استاد موفق
مهمترین مؤلفۀ تدریس موفق، استاد موفق است . استادی را می توان موفق دانست که دارای ویژگی های زیر باشد.
1- شایستگی علمی
شایستگی
علمی استاد را می توان بر اساس معیارهای ارزشی زیر مورد ارزیابی قرار داد،
از جمله ، معلومات عالی تخصصی روزآمد . در این رابطه، دارا بودن عالی ترین
مدرک تحصیلی می تواند یکی از شرایط شایستگی استاد باشد ، اما کافی نیست.
در دنیای امروز، کم نیستند استادانی که حتی بدون مدرک دانشگاهی، از شایستگی
علمی برای تدریس در دانشگاه برخور دارند.
علاوه بر معیار معلومات
روزآمدی برای استاد، استاد باید در ابتدای شروع به کار خود حداقل به مدت دو
سال تجربه اندوزی کند. بدین معنی که در این مدت به عنوان دستیار استاد با
سابقه در کلاس حاضر و در امر تدریس مشارکت نماید.
داشتن تفکر منطقی و
انتقادی ، عشق به درس و محیط کلاس و دانشجو ، دیگر معیارهایی است که
شایستگی علمی استاد را به منصۀ ظهور می رساند.
2- شایستگی اخلاقی فردی و اجتماعی
در
مورد شایستگی اخلاقی استاد نیز باید به معیارهای ارزشی دیگری توجه کرد، از
جمله، تقوا و تعهد ، ادب و متانت ، جدی بودن ( البته نه خشن بودن)،
خوشرویی ، توان مواجهه با مشکلات رفتاری دانشجویان در کلاس ، اهتمام در عدم
انتقال مشکلات و مسائل شخصی و خانوادگی به محیط کلاس، روحیۀ زندگی و درک
جوانی دانشجویان و بالاخره ، قدرت تعامل و تفاهم بادانشجویان .
اصولاً و
در مجموع، شایستگی علمی و اخلاقی استاد بر شهرت او مقدم است . شایستگی
شهرت می آورد ، اما شهرت یقیناً نتیجۀ ضروری شایستگی نیست.
3- دارا بودن سلامت جسمانی و روانی
استاد
باید از سلامت جسمانی مستعد حضور در کلاس و تدریس برخوردار باشد. معلولیت
جسمانی اگر تا حدی نباشد که به امر تدریس لطمه وارد آورد ، بی اشکال است.
اما سلامت روحی و روانی استاد باید کامل باشد.
4- آراستگی و پیراستگی ظاهری
ویژگی
دیگری که یک استاد موفق باید داشته باشد ، آراستگی و پیراستگی ظاهری است .
شأن کلاس به عنوان مکانی مقدس ایجاب می کند که استاد با ظاهری مرتب و تمیز
در کلاس حضور یابد.
ب- فضای مناسب کلاس
فضای کلاس درس باید از هر حیث، از جمله از حیث ابعاد ، هوا ، نور ، صدا ، چینش صندلی های استاد و دانشجویان ، تعداد دانشجویان [3]
مناسب باشد ، تا استاد بتواند در محیطی سالم و آرام به تدریس اشتغال ورزد و
دانشجویان بتوانند از معلومات استاد بهره های لازم وکافی را کسب کنند.
ج- منابع درسی ارزشمند
استاد
باید در آغاز هر نیمسال و شروع کلاس ، منابع درسی را به دانشجویان معرفی
کند که در مورد اعتبار علمی آنها اطمینان داشته باشد .
استاد باید میان
منابع مستقیم و غیر مستقیم درس قائل به تفکیک باشد تا دانشجویان بتوانند
مسیر مطالعه و آموزش خود را بهتر مشخص کنند. به علاوه ، باید مجموعۀ
سئوالهای نیمسال های گذشته هر درس و پاسخ آنها که در هر جلسه توسط
دانشجویان داده و توسط استاد تصحیح می شود، به عنوان منبع مستقیم درسی در
اختیار دانشجویان گذارده شود.
د- ارائه بهینۀ درس
دیگر مؤلفۀ تدریس موفق ، نحوۀ ارائه درس بر اساس معیارهای زیر است :
1.
استاد باید در هر نیمسال و در اولین جلسۀ درس، طرح کلی درس و در ابتدای هر
جلسه، طرح درس همان جلسه را به روی تابلو ترسیم کند تا امر تدریس برای
استاد و فهم مطالب درس برای دانشجویان آسان گردد. استاد باید دانشجویان را
موظف کند تا مطالبی را که به نظرشان مهم میآید ، یادداشت کنند.
2.
استاد باید با آمادگی کامل قبلی در زمینۀ مطالب هر جلسۀ درس، در کلاس حضور
یابد . تسلط کامل استاد به درس، فهم مطالب را برای دانشجویان تسهیل می کند.
3.
استاد نباید توقع داشته باشد که دانشجویان مطالبی را بیاموزند یا بفهمند
که خود استاد آنها را فرانگرفته یا نفهمیده یا قادر به فهم آنها نیست .
4.
استاد باید اگر مطالبی را در پاسخ به سئوالهای دانشجویان نمی داند، صریحاً
اعلام دارد که نمیداند و در پی دانستن و پاسخگویی صحیح بدانهاست. این
نحوۀ عمل بهتر است تا پاسخ بی ربطی دهد.
5. استاد نباید مطالب درس را
حفظ کرده و به دانشجویان منتقل کند، بلکه باید مطالب را دقیقاً بفهمد و
سپس انتقال دهد ، زیرا صرف انتقال محفوظات چون از دل بر نمی آید یقیناً بر
دل نیز نمی نشیند. به قول یکی از همکاران ، هنوز بسیاری از کلاسهای
دانشگاهی ، عرصۀ ارائه اطلاعات خام از سوی استاد و حفظ آنها از سوی دانشجو و
سنجش این حفظیات در امتحان است . باید این روش قرون وسطایی کنار گذارده
شود و راهی نوین برای حضور سازنده و فعال فکر و خلاقیت دانشجو در کلاس
یافته شود.
6. استاد باید طبق نظام سقراطی درس خود را ارائه کند. در
این نظام، استاد پرسشهایی را در چارچوب موضوعات درس هر جلسه مطرح می کند و
پاسخ آنها را از دانشجویان می خواهد و عملاً دانشجویان را به «مباحثۀ علمی»
با یکدیگر فرا می خواند و خود هدایت آن مباحث و ادای توضیحات ضروری و
مربوط را بر عهده میگیرد.
7. استاد بایداز دانشجویان بخواهد تا پاسخ
های یکدیگر را نقد علمی کنند. از یکدیگر سئوال کنند و واکنش یکدیگر را
بررسی کنند. مسلماً از این طریق است که تفکر انتقادی ایجاد می شود .
8.
استاد باید در هر جلسه، آخرین دستاوردها و یافته های علمی مربوط و نحوۀ
استفاده از آنها را به دانشجویان انتقال داده و بیاموزد.
9. استاد باید برنامۀ تدریس خود را در هر نیمسال به گونهای تنظیم کند که برنامه درسی را در همان نیمسال به پایان رساند.
بعضاً
ملاحظه میشود که استاد در جلسات اول درس، مطالب را با طمأنینه و توضیحات
بسیار و در جلسات آخر با سرعت هر چه بیشتر بیان می کند و این لطمۀ شدیدی
به تدریس می زند.
10. استاد نباید مطالب را تکرار کند ، مگر
استثنائاً خود وی احساس کند که چون مطالب سنگین و پیچیده بوده لذا لازم به
تکرار آن است . نتیجۀ تکرار ، کم آوردن وقت کلاس و لطمه به برنامه است.
11. استاد باید در تدریس ، بنا به مورد از وسائل کمک آموزشی ، فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات استفادۀ بهینه کند.
12.
استادباید حتی المقدور از سایر چهره های علمی نیز در تدریس استفاده کند .
حضور همزمان دو یا چند استاد برای تدریس یک درس، دانشجویان را با دیدگاه
های علمی سایر استادان مربوط نیز آشنا می کند و به غنای مطالب درسی می
افزاید.
13. استاد باید ار ارائه بلاانقطاع و خسته کنندۀ مطالب درسی
به صورت سخنرانی پرهیز کرده و در صورت نیاز به ادای توضیحات طولانی ،
حداقل لختی درنگ کرده تا امکان بازپروری ذهنی دانشجویان برای فهم بهتر و
بیشتر مطالب فراهم گردد.
به نظر من ، تدریس در مجموع نوعی بازیگری است .
با این تفاوت که در تدریس ابتدا موضوع می آید و سپس خطوط کار مشخص میشود،
اما در بازیگری، ابتدا خطوط کار مشخص میشود و از پی آنها موضوع می آید.
هـ- مدیریت کارآمد کلاس
کلاس درس نیز همچون سایر محیط های اجتماعی، نیازمند اعمال مدیریت صحیح و کار آمد است . مدیریت کلاس مستلزم رعایت نکات زیر است :
1.
استاد باید در شروع هر نیمسال و درابتدای کلاس ، خود را معرفی کرده و شمه
ای از شرح حال و سابقۀ علمی خود را برای دانشجویان بیان دارد تا آنان
بدانند چه کسی و با چه مشخصاتی تدریس درس آنان را بر عهده دارد.
2.
استاد باید مطالب درس را با طمأنینه و تفکر قبلی ، صدای رسا و شیوا بیان
کند. برای خروج از یکنواختی ، لازم است صدای استاد در مقاطعی بلندتر شود
تا توجه بیشتر دانشجویان جلب گردد.
3. استاد باید به حالت طبیعی و عادی تدریس کند.
4.
استاد باید در حین تدریس و تا آنجا که ممکن باشد چشم در چشم دانشجویان
داشته باشد ، به گونهای که همۀ دانشجویان در گوشه و کنار کلاس ، متوجه
نگاه استاد به خودشان باشند .
5. استادباید به هنگام تدریس، موقعیت
خود را در کلاس تا حدودی تغییر دهد، به گونه ای که هر چه بیشتر نظر
دانشجویان به استاد جلب گردد.
6. استاد باید همواره سعی برآن داشته
باشد که دانشجویان را به حضور به موقع، مرتب و مستمر و فعال در کلاس تشویق و
خود نیز چنین کند. نظم کلاس و جدیت در برگزاری آن ، اهمیت امر را نزد
دانشجویان مشخص تر خواهد کرد.
7. استاد نباید اجازه دهد تا دانشجویان
پس از شروع کلاس و حداکثر ده دقیقه پس از آن ، وارد کلاس شوند، زیرا این
گونه ورودهای بی موقع ، توجه سایر دانشجویان را از درس باز می دارد.
8.
استاد باید از اخراج دانشجویان از کلاس خودداری کند، مگر در موارد بسیار
استثنایی، از جمله مواقعی که دانشجو در پی بر هم زدن نظم کلاس است .
9. استاد باید دانشجویان را به ارائه کنفرانس علمی مربوط در کلاس تشویق و ترغیب نماید.
10.
استاد باید پس از تمام شدن درس ، تا دقایقی کلاس را ترک نکند تا چنانچه
دانشجویی سئوال یا نکته ای دارد، به طور خصوصی با استاد در میان گذارد.
11.
استاد باید در هر جلسه علت غیبت دانشجویان را در جلسۀ قبل جویا شود. البته
نه در حد کنجکاوی و دخالت در امور شخصی و خصوصی دانشجویان. این علت یابی
بدان جهت است تا دانشجویان احساس کنند که حضورشان در کلاس برای استاد مهم
بوده است .
و- رابطۀ علمی- انسانی استاد و دانشجو
یکی دیگر از مؤلفۀ های تدریس موفق، رعایت یک سلسله ضوابط در مناسبات علمی- انسانی میان استاد و دانشجو، مخصوصاً در کلاس است :
1.
استاد باید در ابتدای نیمسال از کلیۀ دانشجویان بخواهد تا خود را معرفی
کنند و سعی نماید هر چه زودتر که ممکن باشد ، اسامی آنان را به خاطر
بسپارد.
2. استاد باید به بهانه های مختلف و به مناسبت، دانشجویان را با مسائل انسانی- اخلاقی آشنا کند.
3. استاد باید سعی نماید تا ارتباط نزدیک روحی و معنوی با دانشجویان برقرار کند.
به
قول یکی از همکاران ، استاد باید از این انگارۀ سنتی که استاد در جای
پیامبران نشسته و دانشجو تنها نقش شنیداری و تبعیت دارد، بیرون آمده و کلاس
را به محیط تعامل و تفاهم سازنده میان استاد و دانشجو بدل کند.
4.
استاد همواره باید ادب رفتار با دانشجو را در کلاس داشته باشد و از به کار
بردن واژه هایی چون نمی فهمی ، شعور نداری ، بی سوادی و امثال آنها پرهیز
کند.
اگردانشجویی پاسخ به سئوالی را ناصحیح می دهد، بهتر است استاد به
این عبارت بسنده کند: این پاسخ چندان صحیح نیست و اگر می گوید نمی دانم به
او گوشزد نماید که برای جلسه آینده مطالعه کن و پاسخ ده.
5. استاد
باید امکان آزادی بیان و عقیده و نقد علمی را در کلاس برای دانشجویان فراهم
سازد، تا بدانجا که آنان حتی بتوانند نظر استاد خود را نیز نقد کنند.
6. ارتباط استاد با دانشجو باید صمیمانه و نه دوستانه باشد . این ارتباط باید دوران دانشگاهی و نه برون دانشگاهی باشد .
7.
استاد باید دانشجویان را از وادار کردن به انجام تحقیقاتی که مایل به آن
نیستند و یا آنها را در حد توان خود نمی بینند، پرهیز نماید.
8.
تدریس موفق زمانی امکان پذیر است که با مطالعۀ دانشجو و ذهن از پیش آمادۀ
او همراه باشد تا جادۀ مبادلۀ اطلاعات در کلاس به جاده ای دو طرفه بدل گردد
. این امر با ارائه فهرست کتابهای
مفید و یا لازم برای مطالعه در ابتدای ترم توسط استاد امکان پذیر خواهد بود.
9.
تدریس موفق ، توفیق در شوق آفرینی و ایجاد انگیزش برای دانشجویان است
.پیوند میان دانایی و توانایی و نمایان کردن این امر، شوق زیادی در
دانشجویان ایجاد می کند.
ز- انجام آزمون های درسی بر اساس اصول علمی
1.
در تدریس موفق باید از نمره محوری و تهدید با نمره که به مهمترین ابزار
قدرت استاد بدل شده جداً پرهیز شود. گر چه نمره به عنوان معیار و نشانۀ
سنجش علمی دانشجویان جایگاه اساسی خود را دارد .
2. استاد باید با
این فرض تدریس نماید که دانشجویان مایل به آموختن چیزی هستند و نه آنکه
تنها می خواهند از عهدۀ امتحانات برآیند و نمره ای اخذ کنند.
3.
استاد باید برای ایجاد انگیزه در دانشجویان و بالا بردن کیفیت تدریس ، بخشی
از نمرۀ نهایی امتحانی را به امتحان میان ترم ، حضور فیزیکی و فعال دانشجو
در کلاس، داده های علمی دانشجویان خارج از برنامۀ کلاس و بالاخره تحقیقات
طول ترم و پایان ترم اختصاص دهد.
4. تدریس موفق ، یقیناً باید یک
امتحان موفق را به همراه داشته باشد .امتحانی موفقیت آمیز خواهد بود که
نکات زیر در آن رعایت گردد:
1) تعداد سئوالها زیاد نبوده و با وقت امتحان تناسب داشته باشد.
2) سئوالها جنبه تستی نداشته باشند.
3) سئوالها توصیفی- تحلیلی باشند.
4) استنباط و استدراک دانشجو در پاسخ دهی به سئوالات امتحانی ، سهم مؤثری در نمره داشته باشد.
5) استاد باید در جلسۀ امتحان حاضر باشد . این امر موجب آرامش و انبساط خاطر دانشجویان میشود.
6) سئوالها باید واضح و خالی از هر گونه ابهام باشند تا موجبات طرح پرسش در جلسۀ امتحان را فراهم نسازد.
در مجموع ، امتحان موفقیت آمیز بخش ضروری برای ارزشیابی دانشجویان است .
نتیجه
اینکه، مسلماً تدریس موفق، ابتدا دانشجویان موفق را سرآمد می کند و در
انتها ، دانش آموختگان موفق و سرآمد را به جامعه تقدیم میدارد که طی این
فرآیند ، هم موجب موفقیت و تعالی شخصی دانش آموختگان و هم موجب پیشرفت و
توسعۀ جامعه ای میشود که آن دانش آموختگان متعلق به آن هستند.
یقیناً از این برکات، جامعۀ بین المللی نیز بی نصیب نخواهد ماند.
-------------------------------------------------------------------
* در تهیه و تنظیم این مقاله از نظریات برخی از همکاران دانشگاهی، از
تجربیات نزدیک به چهل ساله خود در امر تدریس و خدمت در دانشگاه ، از برخی
شنیدههای مرتبط با موضوع در محیطهای دانشگاهی و بالاخره از برخی مقالاتی
که متخصصان تعلیم و تربیت دانشگاهی به رشتۀ تحریر در آوردهاند، بهره
جستهایم .
** استاد بازنشسته دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی.
[1] - Ranking.
[2] - Package deal.
[3] - کارشناسی بین 30 تا 40 نفر ، کارشناسی ارشد بین 12 تا 16 نفر، دکتری بین 5 تا7 نفر.
به منظور توسعه و ترویج حقوق بین الملل در ميان جامعه ايراني اخيرا با همت تعدادي از اساتيد و صاحبنظران مسايل حقوق بين الملل، موسسه حقوق بين الملل پارس تهران به شماره 30733/ث32/86 مورخ 28/12/1386 به ثبت رسيد. هدف اصلی موسسه مطالعه و پژوهش در زمینه موضوعات حقوقي بین المللي، حمايت از چاپ و انتشار تاليفات مرتبط با حقوق بين الملل و برگزاری سخنرانی ها و نشستهاي علمي مي باشد. در اين راستا از كليه اساتيد، محققان و دانشجویان علاقه مند به همكاري دعوت مي گردد، درخواستهاي خود را به انضمام برگه ای مشتمل بر پيشينه تحصیلی و تحقیقاتی خود به پست الكترونيك موسسه ارسال نمایند.